| امروز سه شنبه, ۳۱ شهریور , ۱۴۰۵ |
سرخط خبرها:

محسن اسماعیلی:


تفرقه میان مسلمانان سیاست قدیمی دشمنان اسلام است

محسن اسماعیلی گفت: تفرقه انداختن میان مسلمانان، چه در عرصه بین المللی و روابط کشورهای مسلمان با یکدیگر، و چه در عرصه ملی و روابط مردم هر کشور با یکدیگر، سیاست قدیمی و شناخته شدن دشمنان اصلِ اسلام عزیز است.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، متنی که در ادامه می آید برداشتی  از کلاس شرح نهج البلاغه استاد محسن اسماعیلی عضو شورای نگهبان است  که چهارشنبه ها در مجموعه فرهنگی سرچشمه برگزار می شود.

گفته شد ضرورت تقویت وحدت و حرمت ایجاد اختلاف هایی که به اساس اسلام و اقتدار و نفوذ مسلمانان آسیب می رساند، جای تردید ندارد، و پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله، از همه بیشتر خود امام علی علیه السلام بر این امر تاکید فرموده و در عمل نیز به آن پایبند بوده است.

اما باید دید که اولاً؛ مقصود از وحدت و تفرقه چیست؟ ثانیاً؛ آیا پرداختن به مسائل تاریخی صدر اسلام موجب از بین رفتن وحدت می شود؟

قطعاً مقصود از وحدت، و از جمله وحدت شیعه و سنی، دعوت آنان به دست برداشتن از اصول و مبانی اعتقادی خود نیست. طبیعی است که هر کس عقیده و مذهب خویش را درست و مطابق حق می داند و می خواهد دیگران را به سوی آن جذب نماید، اما دعوت به وحدت لزوماً منوط و مشروط به یگانگی اعتقادی نیست. معنای دعوت به وحدت، نه کنار نهادن تشیع است و نه کنار نهادن تسنن. بلکه مقصود این است که شیعه و سنی، ضمن حفظ اعتقادات خود در مقابل دشمن مشترک «ید واحده» باشند و کاری نکنند که دشمنان با برافروختن شعله های جدایی و درگیری، هم تشیع را تضعیف و نابود کنند و هم تسنن را.

آنها نه این را می خواهند و نه آن را. اما با انداختن این و آن به جان یکدیگر، هم این را از بین می برند و هم آن را. تفرقه انداختن میان مسلمانان، چه در عرصه بین المللی و روابط کشورهای مسلمان با یکدیگر، و چه در عرصه ملی و روابط مردم هر کشور با یکدیگر، سیاست قدیمی و شناخته شدن دشمنان اصلِ اسلام عزیز است.

برای همین است که امام خمینی (ره) به عنوان بزرگترین منادی و عامل وحدت در دوران ما، از ابتدا و به صورت مکرر بر هر دو بخش این دسیسه خطرناک بیگانگان تاکید می کردند و هشدار می دادند؛ هشدار خیرخواهانه ای که متاسفانه از سوی برخی درک نشد و نمی شود.

ایشان تاکید می کردند: «اختلاف از زبان هر کس باشد از زبان هر موجودى باشد، این زبان، زبان شیطان است، چه از زبان یک روحانى باشد، چه از زبان یک مقدس باشد، چه از زبان یک نمازگزار باشد و چه از سایر زبان‌ها بدانید، که این زبان، زبان شیطان است و گاهى هم خود آن آدم ملتفت نیست که تحت تأثیر شیطان است، یا زبان شیطان در او دارد فعالیت مى‏کند

رهبر فقید انقلاب تصریح می کرد که: «تفرقه امروز خیانت به اسلام است، با هر اسمى که باشد. امروز سر ولایت امیرالمؤمنین اختلاف کردن خیانت به اسلام است‏

مرحوم آیت الله بهجت می فرمود: «کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد مسلمان نیست. ائمه ما علیهم السلام در نماز جماعتِ آنان شرکت می کردند؛ به جهت اتحاد مسلمانان

شیعه و سنی و هر گروه دیگری می توانند پس از تحقیق و یقین، به اصول عقاید خویش پایبند باشند و حتی دیگران را به مذهب خویش فرابخوانند، اما تنها از راه حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن.

بحث های عالمانه و مودبانه نظری پیرامون یک یا چند موضوع محدود، منافاتی با وحدت آگاهانه و هوشیارانه بر محور مشترکات بی شمار ندارد و بلکه موجب استحکام و پایداری آن می گردد.

وقتی به ما دستور داده اند که حتی با کافران چنین بگوییم و عمل کنیم، چگونه در قبال مسلمانان چنین وظیفه ای نداشته باشیم؟ خدا به پیامبرش و به همه ما فرمود: «به غیر مسلمان هایی که دارای کتاب و عقیده خاص خود هستند، بگویید: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر، غیر از خدای یگانه را به خدایی نپذیرد

همان طور که مفسران گفته اند: در واقع قرآن با این طرز استدلال به ما مى آموزد، اگر کسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همکارى کنند، بکوشید لااقل در اهداف مهم مشترک همکارى آنها را جلب کنید و آن را پایه اى براى پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید. آیه فوق یک نداى وحدت است در برابر تمام مذاهب آسمانى.

در این صورت، آنچه مانع وحدت مسلمانان است، بدبینی، قطع مباحثات و مناظرات علمی و روآوردن به سبّ و لعن و بددهانی است؛ همان چیزی که همه فقهای آگاه و دوراندیش شیعه و سنی حکم به حرمت آن داده اند.

شیعه امیرالمومنین کسی است که در عمل مانند او باشد. او بر مواضع حق خویش پافشاری می کرد، اما از بددهانی و فحاشی، حتی نسبت به معاویه و یارانش! هم برحذر می داشت.

سید رضی نوشته است: امام علیه السلام وقتی شنید که گروهی از اصحابش در جنگ صفین به اهل شام دشنام می‌دهند، فرمود: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ»؛ من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید!

برای چه باید دشنام داد؟ چرا منطقی و مودبانه سخن نگوییم که اتفاقاً اثرگذار است و اگر هم اثر نداشته باشد، حداقل حجت را تمام می کند؟ امام فرمود به جای دشنام، به تشریح حقیقت با بیان خوب و دلنشین بپردازید؛ زیرا: «اگر به توصیف اعمال و بیان حالشان بپردازید، سخنتان به صواب نزدیکتر و عذرتان پذیرفته تر است. به جاى آنکه دشنامشان دهید، دلسوزانه دعا کنید و بگویید: بار خدایا! خون‌هاى ما و آنها را از ریختن نگه دار و میان ما و ایشان آشتى انداز و آنها را که در این گمراهى هستند راه بنماى. تا هر که حق را نمى شناسد، بشناسد و هر که دنبال گمراهى و دشمنى است از آن باز ایستد.

این است منطق علی علیه السلام. او در عمل نیز چنین بود؛ بااینکه هیچ گاه از مواضع خود کوتاه نیامد؛ تا آنجا که گفته اند: «آن بزرگوار هیچ گاه بر منبر ننشست؛ مگر آنکه در پایان سخن و پیش از پایین آمدن، فرمود: از آن زمان که خداوند جان پیامبرش را گرفت، من همواره ستم دیده ام

با این حال، هیچ گاه امام به کسی زشت نگفت و نه تنها موجب تفرقه مسلمانان و تضعیف زمامداران نشد، که به شهادت تاریخ هرچه توانست برای آنان خیرخواهی و به آنان کمک کرد.

در روایات آمده است که بلافاصله پس از جریان سقیفه و در همان روزهای داغ و پرهیجان که جریان بیعت به نفع ابو بکر پایان یافت، ابو سفیان به فکر افتاد که میان مسلمانان جنگ داخلی به راه اندازد؛ تا عدّه اى به دست عده اى دیگر کشته شوند و اصلِ دین از بین برود.

با همین انگیزه به امام پیشنهاد بیعت کرد.  امام که نیّت او را مى دانست، فرمود: « أَیُّهَا النَّاسُ! شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاهِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِیقِ الْمُنَافَرَهِ وَ ضَعُوا تِیجَانَ الْمُفَاخَرَهِ»؛ ای مردم! امواج فتنه ها را با کشتی‌هاى نجات بشکافید و از راه اختلاف پراکندگى و دشمنى فاصله بگیرید و تاج‌هاى تفاخر و برترى جویى را از سر بنهید!

سال ها بعد و پس از بیعت اهل شورا با عثمان نیز فرمود: «شما خوب مى‌دانید که من از هر کس، به امر خلافت شایسته ترم، ولى به خدا سوگند! تا هنگامى که اوضاع مسلمین رو براه باشد و تنها به من ستم شود، سکوت اختیار مى کنم تا از این طریق پاداش و فضل الهى را به دست آورم و در برابر زر و زیورهایى که شما به خاطر آن با یکدیگر رقابت دارید، پارسایى ورزیده باشم

حضرت می فرماید: من مانند شما وارد جنگ قدرت نمی شوم و مصالح اسلام و مسلمانان را فدای منافع و حقوق شخصی خویش نمی گردانم. اما این، به معنای سکوت یا عقب نشینی از مواضع حق خویش نیست و نبود. امام ایرادهای مهم را بدون مسامحه تذکر می داد و انتقاد می کرد و از این انتقادها دفاع هم می کرد، اما در عین حال آنقدر خیرخواهی می کرد که متهم می شد که دایه مهربانتر از مادر و حامی خطاهای خلیفه است!

معاویه که همواره می خواست قتل عثمان را به امام نسبت دهد، در نامه ای به ایشان نوشت که چه انتقادهایی به او داشته اند. حضرت به او پاسخ داد: «من نمى خواهم اکنون به سبب خرده گرفتن و انتقادهایم از اعمال بدعت آمیز او پوزش بطلبم. اگر گناه من این است که او را راهنمایی و ارشاد کرده ام، باکی نیست؛ زیرا چه بسا کسى را ملامت کنند که او را گناهى نیست.» اما بعد هم به این شعر استناد فرمود که:«: وَ قَدْ یَسْتَفِیدُ الظِّنَّهَ الْمُتَنَصِّحُ»؛ گاهی شخص ناصح و خیرخواه از بس اصرار در خیرخواهی مى کندخودش متهم مى شود!


انتهای پیام/

کد خبر : 58461
تاريخ ثبت خبر : 27 آذر 1396
ساعت بارگزاری خبر : 12:04
برچسب‌ها:, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)