| امروز چهارشنبه, ۱ مهر , ۱۴۰۵ |
سرخط خبرها:

در نشست «هم اندیشی علم دینی» مطرح شد؛


ضرورت علوم اجتماعی اسلامی برای اسلامی کردن جامعه است

ضرورت اجتماعی اول و اصلی ما همان اسلامی شدن جامعه است، یعنی این هدف اصلی است كه بقیه اهداف ذیل تلاش برای اسلامی كردن جامعه است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، نشستی با عنوان «هم اندیشی علم دینی» با حضور استادان دانشگاه و نظریه پردازان این حوزه از سراسر کشور در محل بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی در مشهد برگزار شد. در این  نشست سه روزه هم اندیشی دینی در مشهد ۱۷ موسسه فعال در عرصه علم دینی و ۱۳ نفر از مقررین اساتید این عرصه حضور داشتند که مباحث مطرح شده کیوان سلیمانی نماینده انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی در این نشست در ادامه می آید:

آرمان و هدف همه ما طبیعتا حرکت به سمت بنای جامعه اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی است، رابطه متقابل و دوجانبه علم و جامعه و یا نظریه و فرهنگ به تعبیر دیگری دستیابی به علوم معطوف به جامعه اسلامی را ضروری می‌کند، درواقع علوم انسانی همین نرم‌افزار بنای جامعه‌ی اسلامی است یعنی برای بنای جامعه اسلامی چاره‌ای جز احیاء یا تولید یا تکمیل علوم اجتماعی اسلامی معطوف به جامعه اسلامی نیست.

گاهی گفته می‌شود به‌ جای بحث در علوم اجتماعی اسلامی ما بیاییم به بنای جامعه اسلامی بپردازیم، این خیلی منطقی نیست چون علوم اجتماعی اسلامی دقیقا می‌خواهد همین کار را بکند و این کار را هم نمی‌خواهد یک‌شبه و دفعتا انجام دهد و یک مجموعه نظریاتی در قالب علوم اجتماعی اسلامی تولید کند که جامعه به اسلامی تبدیل شود بلکه مقدمات بسیاری دارد.

برای این جامعه سازی و تغییر علمی جامعه به سمت یک جامعه اسلامی باید شرایط موجود جامعه و علم در نظر گرفته شود که متأسفانه در هر دو مورد تا حد زیادی مدرن و تحت تأثیر فضای جهانی مدرنیته هستند و با علم و فرهنگ اسلامی تناسب ندارند، از همین‌جا ضرورت تحول تدریجی و توأمان علم و جامعه مشخص می‌شود؛ نمی‌شود بگوییم فعلا علم را کنار بگذاریم جامعه را اسلامی کنیم یا جامعه را کنار بگذاریم علم را اسلامی کنیم.

بنا بر این نگاه و رویکرد مسئله محور که هم واقع‌بینانه و هم آرمان‌گرایانه است، ضرورت زمینه‌سازی برای حرکت در جهت تحول علم اجتماعی مدرن و احیای علم اجتماعی اسلامی و به دنبال آن تلاش در جهت بسط این رویکرد و نتایج آن به جامعه علمی و عمومی مشخص می‌شود.

گروه علوم اجتماعی اسلامی در این فضا و مبتنی بر این ضرورت معرفتی و اجتماعی ایجاد شده و حرکت می‌کند. این گروه در دانشکده علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران در دو رشته فلسفه علوم اجتماعی (در مقطع ارشد) و در رشته جامعه اسلامی مسلمین (در مقطع ارشد و دکتری) فعالیت می‌کند.

گروه موقعیت منحصربه‌فردی دارد، شاید تنها نمونه و موردی از جریانات مختلف تحول‌خواه در حیطه علوم اجتماعی با گرایش اسلامی باشد که پایگاه و جایگاهی در ساختار رسمی دانشگاهی آن‌هم در بهترین دانشگاه کشور دارد، ازاین‌جهت هم امتیازات ویژه‌ای دارد و هم اقتضائات و مشکلات خاص.

انجمن علمی هم یک تشکل دانشجویی است که از دانشجویان خود گروه تشکیل می‌شود و در ذیل و کنار گروه حرکت می‌کند و البته هویت دانشجویی و فعالیت های متفاوتی نیز دارد.

درباره اسم گروه که علوم اجتماعی اسلامی که معمولا مناقشه برانگیز است و اسم رشته‌ها؛ نکات مهمی وجود دارد که سعی می‌کنم در توضیح ضرورت‌ها و اهداف مطرح کنم.

بخش ضرورت‌ها از دو حیث توضیح داده می‌شود؛ حیث اول همین دسته‌بندی موجود در گروه است، یعنی دو رشته فعال در گروه که دو روی سکه زمینه‌سازی در جهت احیاء و تولید علوم اجتماعی اسلامی است، یعنی این رشته‌ها مدعی تولید تأسیسی و بی مقدمه علوم اجتماعی اسلامی نیستند بلکه زمینه‌ساز حرکت به سمت این هدف هستند.

۱ رشته اول دانش اجتماعی مسلمین است. ما معتقدیم که لازم نیست که در تمام حیطه‌ها و محورها؛ از صفر به تولید و تأسیس علوم اجتماعی اسلامی اقدام کنیم، بلکه در طول تاریخ جهان اسلام یک میراث معرفتی اجتماعی غنی و مهمی وجود دارد که به دلایلی همچون سیطره علم مدرن در دوران اخیر از آن غفلت میشود و نیاز به بازخوانی دارد. اتفاقا در این بازخوانی حتی دانشگاه‌های غیر ایرانی خیلی زودتر از ما شروع کردند و نه‌تنها این کار زود نیست برای کشوری همچون ایران خیلی دیر هم انجام‌شده است.

پس بازخوانی میراث معرفتی جهان اسلام ضرورت آشکاری دارد به ویژه در حوزه هایی همچون حکمت عملی. ذیل و همراه با این ضرورت، شناسایی هویت این میراث معرفتی و توجه به معنا و مبنای اسلامی علم اهمیت پیدا میکند.
هم‌ معنا و هم مبنای علم در جهان اسلام متفاوت بوده و این بازخوانی می‌تواند به تصحیح و تغییر این معنا و مبنایی که در جهان مدرن و در ایران گسترش پیداکرده کمک کند. بر همین اساس می‌شود به بازخوانی انتقادی اندیشه‌های اجتماعی مسلمانان معاصر نیز پرداخت، مانند روشنفکران دینی متفکران عرب و ….

این بازخوانی می‌تواند به دنبال ترمیم و اصلاح وضعیت روشی و جهت‌گیری اندیشه اجتماعی معاصر هم که در سطوح مختلف با فرهنگ ما تضاد پیداکرده حرکت کند.

به صورت خاص و با توجه به عنوان یکی از رشته ها به بازخوانی اندیشه اجتماعی متفکران از گذشته تا معاصر نیز پرداخته می‌شود، یعنی اندیشمندانی همچون مثل فارابی، ابن خلدون، کشفی و ملاصدرا تا امام خمینی و شهید مطهری و جلال آل احمد و شریعتی و دیگران. برای اینکه فضای رشته منتقل شود برخی از واحدهای درسی که ارائه می‌شود را معرفی میکنم؛ روش تحقیق علوم اجتماعی، روش تحقیق علوم اجتماعی اسلامی، اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان، نقد نظریات و مکاتب جامعه‌شناسی و…

۲– رشته دوم فلسفه علوم اجتماعی به عنوان یک‌رشته کاملا به‌روز و بین‌المللی است که البته اهمیت خاصی برای فضای تحول‌خواه ما هم دارد، یعنی می‌شود از فرصت‌هایی که ایجاد کرده استفاده کرد.

علوم اجتماعی مدرن، جهان و ایران را تا حد زیادی تسخیر کرده و هیچ راهی جز توجه به آن نداریم و جهت‌گیری گروه در مورد این علوم اجتماعی رویکرد تهذیب انتقادی است، نه انکار یا بی‌توجهی، بلکه استفاده از ظرفیت‌هایی که ایجاد کرده است.

ضرورت اول این رشته بازخوانی مبانی و فرایند شکل‌گیری نظریات اجتماعی مدرن است. این بازخوانی مبتنی بر مبانی چندگانه هستی‌شناسی، روش‌شناسی، معرفت‌شناسی و … انجام می‌شود.

ضرورت دوم تحلیل نسبت نظریه‌های جامعه‌شناختی مدرن با حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی غرب است. این نسبت از دو جهت اهمیت دارد: اولا اینکه تناسب فکری، فرهنگی، مبنایی و حتی کارکردی این نظریات با فضای ما محک بخورد، دوم اینکه میزان اعتبار علمی و جهان‌شمولی این نظریات مورد سنجش قرار بگیرد که معمولا در فضای دانشگاهی ما بدون محک و بدون بازخوانی انتقادی پذیرفته میشود.

ضرورت سوم نقد و بررسی خود نظریات و روش‌های علوم اجتماعی مدرن است که در قالب واحدهای درسی ارائه می‌شود.

این دو رشته دو روی سکه زمینه‌سازی دوجانبه برای علوم اجتماعی اسلامی هستند، از یک‌جهت احیای میراث معرفتی جهان اسلام و از یک‌ جهت بازخوانی و بازسازی انتقادی معرفت اجتماعی مدرن.

حیث دوم ضرورت‌ها، معرفتی و اجتماعی است که بخش معرفتی تا حدی روشن شد و به علت کمبود وقت صرف نظر می شود.

ضرورت اجتماعی اول و اصلی ما همان اسلامی شدن جامعه است، یعنی این هدف اصلی است که بقیه اهداف ذیل تلاش برای اسلامی کردن جامعه است. یکی از علت‌های اصلی اسلامی نبودن و نشدن جامعه را ما همین علوم انسانی مدرن می‌دانیم که گاه در برخی از نظرات، توسعه همین علوم را برای بنای جامعه اسلامی سفارش می‌دهند، در حالی‌ که تناقض دارد.

انتهای پیام/

کد خبر : 63902
تاريخ ثبت خبر : 13 اسفند 1396
ساعت بارگزاری خبر : 15:29
برچسب‌ها:, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)