شهناز شایان فر، استاد راهنما این پایاننامه در دانشگاه الزهرا(س)، دانشکده الهیات و معارف اسلامی بودند.
چکیده:
پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که مبانی متافیزیکی اخلاق در نظام فکری ملاصدرا کدام است؟ در این راستا به مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی اخلاق صدرایی پرداخته است.
ملاصدرا در معرفت شناسی عقل را قادر به درک ملاکهای کلی فضائل و رذائل اخلاقی میداند و این مفاهیم را به عنوان معقولات ثانی فلسفی تلقی میکند او با مساوقت علم با وجود و مجرد بودن ادراک رابطه وجودی بین نفس و صور علمیاش را اثبات کرده و همچنین میل به فضائل و ترک رذائل را فطری میداند.
او در بحث هستی شناسی با نگرش وجودی خود، ملکات اخلاقی را هم صفات وجودی میداند که به عنوان حیثیات مندمجه در وجود نفس و به تبع نفس موجودند.
و بنابر تشکیک در وجود، به حسب نفوس متعددند لذا نفسی که قوی است فضائل اخلاقی در او با قوت بیشتری مطرح است و بالعکس.
ملاصدرا در بحث انسانشناسی قائل است که نیت، به عنوان حسن فاعلی، روح عمل است و انسان، به واسطه اختیار خود و حرکت جوهری نفس، در سایه عوامل کمال بخش، استکمال وجودی مییابد و بنابر اتحاد عاقل و معقول انسان عین فضائل و رذائل اخلاقی میشود .
گفتنی است در نظام فکری ملاصدرا، مولفه-هایی مطرح است که راه را برای کثرت نوعی انسان میگشاید.
این مولفهها عبارتند از: ماهیت نفس و قوای آن و چگونگی رابطه نفس و بدن به تفسیر ملاصدرا، حرکت اشتدادی نفس، مشکک بودن انسان، عینیت صور، غلبه صفات اخلاقی بر باطن انسان که در نهایت تبدیل شدن صفات اخلاقی به ملکات نفسانی منجر به تفاضل حقیقی انسانها میشود. و این تفاضل به تنوع اخلاق منتهی میشود.
البته اخلاق صدرایی با همه تنوعش، قدر مشترک اخلاقی دارد و آن، سازگاری با شریعت و فطرت است.
انتهای پیام/